گروه آمار زیستی و اپیدمیولوژی

آمارزیستی

 علم آمار زيستي از (معدود) علومي است كه بطور روزافزون در كليه زمينه‌هاي پژوهشي بشر از صنعت و كشاورزي، اقتصاد و تجارت گرفته تا بهداشت و بيولوژي وو بيوتكنولوژي و پزشكي كاربرد پيدا كرده است. آمار زيستي شاخه اي از آمار (كاربردي) است كه تمركز و تأكيد آن بر توسعه و استفاده از روشهاي آماري است كه در راستايي حل مسائل و پاسخ به سئوالاتي كه در بهداشت، پزشكي و ژنتيك و بيولوژي انساني مطرح مي شوند.از آنجايي که متخصصان آمار در بخش هاي مختلفي مشغول بکارند، متخصصاني که علم آمار را بکار مي برند غالبا" سمت هاي کاري متفاوتي دارند. به عنوان مثال فردي که روشهاي آماري را در داده هاي اقتصادي بکار مي برد با عنوان آمارگر علوم اقتصادي شناخته مي شود در حاليکه آمارگراني که در علوم بهداشت عمومي يا پزشکي مشغول بکارند عنوان هاي متخصص آمار زيستي، زيست سنج ويا همه گيرشناس (اپيدميولوژيست) را به خود اختصاص مي دهند. بسياري از امور، به عنوان مثال، طراحي روشهاي آزمايشي براي تاييد دارويي جديد از طرف دولت بدون بهره گيري از روشهاي آماري قابل اجرا نمي باشند. نمونه گيري يکي فنوني است که آمار گران از آن بهره مي گيرند. نمونه گيري يعني جمع آوري اطلاعات درباره گروهي از مردم يا مجموعه اي از چيزها توسط بررسي قسمت کوچکي ازکل مجموعه. به عنوان مثال سرويسهاي رتبه بندي برنامه هاي تلويزيوني، به منظور تخمين تعداد بينندگان برنامه اي خاص، به جاي مطالعه تمامي بينندگان تنها به بررسي چند هزار خانواده مي پردازند.

اپیدمیولوژی

 علم اپیدمیولوژی يكي از علوم پايه پزشكي است كه چگونگي توزيع وتعيين كننده هاي توزيع حالت ها ورويداد هاي مربوط به سلامت را در جمعيتي مشخص مطالعه مي‌كند .اپيدميولوژي يك علم مقايسه است كه در آن رويداد بيماري در گروه هاي جمعيت به وجود يا عدم عواملي در اين گروه ها مربوط مي‌شود. اپيدميولوژيست ها اين روابط را در يك چارچوب بيولوژيك قرار مي‌دهند تا به بينش لازم براي درك علل بيماري ها دست يابند. فعاليت هاي اپيدميولوژي شامل مطالعه هاي تجربي است، كه در آن پژوهشگران مواجهه افراد يا يك عامل را كنترل مي‌كنند، مطالعه هاي مشاهده اي كه در آن پژوهشگران تجربه هاي سلامتي افراد مواجهه يافته و مواجهه نيافته را پيگيري مي‌كنند و ايجاد و تكامل روش هاي مطالعه جديد است. عواملي كه اپيدميولوژيست ها مطالعه مي‌كنند شامل ويژگي هاي جمعيت شناختي، ويژگي هاي بيولوژيكي، ويژگي هاي اقتصادي و اجتماعي، عادت هاي مشخص و ويژگي هاي ارثي است. اين عوامل ممكن است با افزايش يا با كاهش خطر بيماري همراه باشند.

آمار زیستی:

منشأ ظهور آمار به صورت توصیف اطلاعات را می توان سرشماری هایی که حدود 4000 سال قبل از میلادمسیح توسط بابلی ها و مصری ها و بعداً توسط امپراتوری های روم و ایران درباره اطلاعات مربوط به زاد و ولد و دارائی های افراد جامعه زیر سلطه خود انجام می گرفته، به حساب آورد.
در آن زمان بود که روش هایی برای جمع آوری، تنظیم و تلخیص داده ها ابداع گردید. در قرن چهاردهم برای محاسبه نرخ بیمه، جمع آوری اطلاعات درباره تولد و وفات، تصادفات و حوادث رایج گردید. 
در اواسط قرن هفدهم پاسکال و فرما اولین کسانی بودند که مطالعه احتمال را به طورر علمی شروع نمودند. در همین سال ها به طور همزمان مطالعات آماری به صورت توصیفی انجام می گرفت. مثلاً گرونت با مطالعه تعداد متولدین کشف نمود که تعداد پسرها از دخترها کمی بیشتر است، اما سال های اول زندگی تعداد بیشتری از پسرها فوت می کنند.
 استفاده از احتمال در آمار،در اواخر قرن هفدهم شروع شد، که در این باره می توان به مطالعات مندل در مورد قانون وراثت، گالتون در به کارگیری همبستگی و ارتباط بین صفات و به ویژه فیشر در ابداع روش های مختلف استنباط آماری اشاره نمود. از شروع قرن بیستم همه ساله روش های متعددی برای جمع آوری، تجزیه و تحلیل اطلاعات ارائه گردیده که همچنان ادامه دارد.

  تاريخچه آمار زيستي در مملكت ما به اواسط قرن بيستم بر مي گردد درحاليكه اولين گروه آمار زيستي در ايران و در دانشكده بهداشت دانشگاه تهران در سال 1345 شمسي توسط دكتر نهاپتيان پي ريزي شد.

 

پيشقراولان اين رشته:

1)عباسعلي خواجه نوري:
عباسعلي خواجه نوري در 4 تير 1294 در تهران متولد گرديد. او محقق علم آمار و بنیانگذار روش نمونه گیری آماری درایران بود كه در سال 1373خورشيدي در تهران بدرود حیات گفت. ازاستاد خواجه نوری تألیفات متعددی باقیست كه روشهای مقدماتی آمار، با همكاری چند تن ازكارشناسان آمار، احتمال مقدماتی، روش تحقیق، آمار ریاضی چند متغیری و آمارپیشرفته و بیومتری ازآن جمله اند.

2)ابوالقاسم بزرگ نيا:
ابوالقاسم بزرگ نيا درسال 1312در قوچان متولد گرديد .زمينه هاي تحقيقي مورد آقاي بزرگ نيا، قضاياي حدي در فضاهاي باناخ و انواع همگرائي ها در مورد متغيرهاي تصادفي و عناصر تصادفي وابسته است.

3)رونالد فيشر:
دانشمندي كه علم آمار را پايه گذاري كرد فيشر در سال 1890 ، در فينچلي شرقي در لندن به دنيا آمد.او همچنين يكي از پيشتازان ((نظريه مقدار كرانه اي)) است. با استفاده از اين نظريه، مي توان نتايج رويدادهاي گذشته - نظير سيل ها يا زمين لرزه ها - را براي برآورد احتمال وقوع شديدترين رويداد از اين نوع طي هزار يا حتي ده هزار سال آينده ، به كار گرفت .

4)چپیشف:
ماه مه ۱۸۲۱ در "اکتاوو"
٬ روستایی کوچک در روسیه غربی٬ در غرب مسکو متولدد شد.چبیشف تئوری احتمال را بیان کرد. در سال ۱۸۶۷ او مقاله ای در رابطه با مقدارر میانی را که در آن از نابرابری Bienayme استفاده شده بود چاپ کرد.یکی از نتایجج این کار او نابرابری ایست که امروزه به آن نابرابری چبیشف-بینیم گفته می شود. ۲۰۰ سال بعد چبیشف دو قضیه در رابطه با اختمال را منتشر کرد٬ یکی اساس بکاربردنن  تئوری احتمال در داده های آماری و دیگری عمومی کردن قضیه حد مرکزی دوموآور-لاپلاس. اما از اواسط قرن بیستم به بعد (1945 به بعد) با کمک جمعیت شناسان، آمارشناسان وجامعه شناسان، اپیدمیولوژی مجدداً احیاء شد و با نگرش به جمعیت و جامعه انسانی بویژه در رابطه با بیماریهای مزمن وغیرواگیر خدمات در خور توجهی به پزشکی شده است که می توان به مطالعات فرامینگهام در آمریکا در سال 1949 و مطالعه پزشکان انگلیسی در سال 1950 اشاره کرد.مطالعات فرامینگهام که روی فاکتورهای خطر قلب و عروق کار می کند، بعنوان ارائه کننده یک مدل برای مطالعات مبتنی بر جامعه در نظر گرفته می شود.

  اپیدمیولوژی:

اپيدميولوژي سابقه چند صد ساله دارد و رشته اي است كه از جامعه شناسي، جمعيت شناسي، آمار و ساير رشته ها گلچين شده و بنابراين، تاريخچه آن با ساير رشته هاي علمي درهم تنيده شده است. مبناي تكامل اپيدميولوژي، انقلاب علمي دهه 1600 مي‌باشد، كه پيشنهاد مي‌كرد نظام طبيعت را مي‌توان با روابط رياضي توضيح داد. اين مفهوم به پديده هاي بيولوژيك توسعه يافت و منجر به ايجاد جدول عمر شد. در دهه 1830 با انقلاب فرانسه و با تاسيس دانشكده پزشكي پاريس به تكامل روش مقايسه اي كمّي براي درك علل بيماري و كارآيي پزشكي كمك شد. تكامل باكتريولوژي در اواخر قرن نوزدهم باعث شد اپيدميولوژيست ها روي انتشار شخص به شخص عوامل بيماريزا تمركز نمايند. به هرحال، با شناسايي عوامل بيماريزا از اهميّت اپيدميولوژي كاسته شد. تا اينكه در اوايل و اواسط قرن بيستم اپيدميولوژي دو باره احيا گرديد. همانگونه كه انقلاب فرانسه در ظهور و تكامل اپيدميولوژي نقش بسزايي داشت، تاثير انقلاب شكوهمند اسلامي ايران بر توسعه و تكامل اين رشته در دو دهه گذشته در ايران انكار ناپذير است. سابقه اپيدميولوژي در ايران به قدمت دانشكده بهداشت دانشگاه علوم پزشكي تهران مي‌رسد. از تعداد معدود اپيدميولوژيست ها و متخصصان آمار زيستي تحصيل كرده زمان حاضر از دكتر ابوالحسن نديم و دكتر حسين ملك افضلي به عنوان پيشكسوتان اپيدميولوژي و آمار زيستي بتوان نام برد. بلافاصله پس از انقلاب فرهنگي تعدادي از كتاب هاي اپيدميولوژي توسط اپيدميولوژيست هاي وقت ترجمه گرديد و معدودي نيز تاليف شد. از پيشگامان اين جنبش مي‌توان از اپيدميولوژيست هاي معاصر نظير دكتر كيومرث ناصري، دكتر محسن جانقرباني و دكتر علي صادقي حسن آبادي نام برد.

  پيشقراولان اين رشته:

1)فراكاسترو:
در قرن 16 در ايتاليا كه سه روش انتقال بيمارى را به صورت شخص به شخص، هوا به انسان و اشيائ به انسان بيان كرد.

 

2) جان گرانت:
درقرن 17 ميلادى در انگلستان،روى گواهى هاى مرگ و مير و تولد كار ميكرد.نتايج كار وى حاكى از پيشرو بودن مردان در نرخ هاى مواليد و مرگ و مير بود.كارهاى مستمر وي منجر به چاپ كتاب، و ايجاد سيستم اطلاعاتى بيماريهاى جامع انسانى شد به همين دليل وى پايه گذاراپيدميولوژى نوين نام گرفت.

3) لوئيس:
لوئيس به سال 1830 در فرانسه با تاسيس دانشكده پزشكى در پاريس و همزمان با انقلاب كبير فرانسه تحول عظيمي در اين رشته بوجود آورد.

 

4) جان اسنو:
طى سالهاى 1848-1853 در انگلستان با مطالعه روي بيمارى وبا توانست ارتباط بين مرگ از وبا را با منبع آب آشاميدنى مشخص نمايد و تئورى انتقال بيمارى عفونى را بنا نهاد.

در اواخر قرن نوزدهم با کشف علل باکتریال بیماریها از اهمیت این رشته کاسته شد و توجه اپیدمیولوژیست ها ازجامعه به انتقال فرد به فرد بیماریها معطوف شد.

  قدمت گروه آمارزیستی و اپیدمیولوژی:

گروه آمار زیستی واپيدميولوژي دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقي يزد که در دانشکده بهداشت مستقر است درسال 1375فعاليتهاي آموزشي وپژوهشي خويش را به ترتيب با مديريت آقايان دكتر اسفندياري(75 الي78)، مهندس محمد حسين احمديه  (79 الي82) ،دكترحسين فلاح زاده ( 83 الي86 ) ، دكتر محمد حسن لطفي (877 الی88)،دکترحسین فلاح زاده(89تاکنون) آغازنمود. اين گروه در حال حاضر شامل تعداد پنج عضو،شامل سه نفر عضو هيأت علمي(دانشیار)، دو نفر عضو هیئت علمی (استادیار)، يك نفر عضو هيئت علمي(مربي)، يك نفر كارشناس ارشد آمارزیستی(آموزشي-پژوهشي) ویک نفر کارشناس ارشد اپیدمیولوژی(آموزشی پژوهشی) و دو نفر كارشناس ارشد آمارزیستی(حق التدريس ) مي باشد.

*گروه آمارزيستي واپيدميولوژي، مهمترین رسالت خود را در دستيابي به موارد زير مي داند:

- تربیت نیروی انسانی کارآمد در رشته آمارزیستی و اپیدمیولوژی در مقاطع کارشناسی ارشد و بالاتر در آینده نزدیک.

- به کارگیری مهارت های ذهنی آمارزیستی و اپیدمیولوژی در تحقیقات علوم بهداشتی- پزشکی در دانشگاه ها

- توانمند سازی دانش آموختگان برای ایفای نقش در تحقیقات در زمینه های مختلف علوم زیستی