تعريف حادثه

حادثه عبارت است از واقعه يا رويداد برنامه برنامه ريزي نشده كه مي تواند منجر به ايجاد آسيب شده ويا پيشرفت يا روند طبيعي يك فعاليت را مختل سازد و همواره در نتيجه عمل يا اقدام غير ايمن ويا دراثر شرايطي غير ايمن ويا تركيبي از اين دو به وقع مي پيوندد .

: Injury  تعريف استاندارد سازمان جهاني بهداشتي از آسيبها در رويارويي حاد بدن با مقادير زياد عوامل فيزيكي مثل انرژي مكانيكي، گرما، الكتريسيته، مواد شيميايي و اشعه يونيزاسيون ايجاد مي شود. در بعضي موارد نيز آسيبها ناشي از قطع ناگهاني عوامل ضروري براي ادامه حيات مثل اكسيژن يا گرما هستند

 

 

انواع حوادث

حوادث را به طور كلي به سه گروه عمده زير تقسيم مي كنند :

حوادث غير عمدي مانند حوادث ترافيكي ، مسموميت ، برق گرفتگي

حوادث عمدي مانند خودكشي ،ديگر كشي ، خشونت

حوادث با بلاياي طبيعي  مانند سيل زلزله ، طوفان

 

 

وضعيت حوادث در دنيا:

عامل 6 ميليون مرگ در دنيا .

عامل 9% كل مرگها .

عامل 12 %بار بيماريها  .

نكته: بيش از 90 % مرگها در كشورهاي با در آمد كم يا متوسط رخ مي دهد.

 

وضعيت حوادث در ايران:

حوادث دومين علت مرگ دربين كليه سنين 

اولين علت مرگ در بين افراد زير 40 سال 

اولين عامل بار بيماريها  29%

 

بررسی وضعيت حوادث نشان می دهد که:

اولين ضرورت بهداشتی درمانی و شرط ارتقا اميد زندگی در ايران کاهش و کنترل بروز حوادث است.

 

 

 

پيامد اقتصادي :

                                از پرداخت هزينه درمان و خسارت وسيله نقليه تا بيكاري به دليل بستري و معلوليت

 

پيامد رواني:

ايجاد استرس كوتاه مدت تا دائمي و اختلال در بهداشت رواني خانواده به دليل تبعات جسمي و اقتصادي

 

پيامد جسماني :

 

از آسيبهاي سطحي تا معلوليت و مرگ

 

پیامد اجتماعی :

 از دست دادن سرپرست خانوار،افزايش زنان و كودكان بي سرپرست،افزايش جرم و جنايت

 

 

انواع پيشگيري از حوادث :

 

-1 پيشگيري اوليه :

قبل از هرگونه آسيب و حادثه بايد تدابير آموزشي-فرهنگي و فيزيكي و تغيير در محيط اتخاذ تا حادثه رخ ندهد .

 

-2 پيشگيري نوع دوم :

وقتي كه حادثه رخ داد بايد با فراهمي محيط و آمادگي عمومي و سازماني مديريت كاهش آسيب اعمال گردد مثال : امداد رساني مناسب به مصدومين

 

-3 پيشگيري نوع سوم  :

ارائه خدمات درماني و مددكاري مناسب و كاستن حداكثر از ميزان مرگ و معلوليتها و خسارات و بازتواني فرد آسيب ديده و وابستگان و حمايتهاي رواني،اجتماعي واقتصادي .