خاطرات

خاطرات پرسشگری طرح یاس:

سه شنبه 29/7/1393

سارا عباسی

امروز من و دوستم در یه خونه ای رو زدیم که تفاوت سنی خانوم وآقا مارو متعجب کرده بود، آقای 70 ساله ای همسر یه خانوم 39 ساله بود. با اینکه خانوم زن دوم حاج آقا بودند ولی خیلی همدیگرو دوست داشتند و از زندگیشون راضی بودند. البته باید بگم ما هر سنی رو واسه حاج آقا حدس میزدیم جز 70 سال: چرا که ماشالله شون باشه خیلی قبراق و سرحال بودند و آدم از اینکه کنارشون بود هیچ احساس خستگی نمی کرداونقدر حال و حوصله داشتند که وقتی فشارخونشونوگرفتم چون دستگاه, فشارشونو بالا نشون داد راضی نشدند و به ماگفتن دستگاهمون خرابه و دوباره خودشون بادستگاه داخل منزل فشار خودشونو گرفتند و وقتی دیدند اندازه ها تفاوت چندانی باهم ندارند راضی شدند.

واسه اندازه گیری وزنشونم همینطور,بعد از اندازه گیری ما ,خودشونو با وزنه خونه شون وزن کردند و خداروشکرهردو وزن یکسان بود و ما این وسط ضایع نشدیم.

منکه اولش یکم عصبانی شده بودم چون احساس کردم مارو قبول ندارن ولی از طرفی هم واسم جالب بودکه حاج آقا با این سن زیادشون اصلا احساس پیری نمیکردند و از خیلی از ما جوونا دلشون شادتربود.

امیدوارم که 120 سال زنده باشن و مثل الان در کنار خانومشون یه زندگی خوب و آرومی داشته باشن.